تبلیغات
اورامان تخت - رودبر - داستان فیل و طناب - یک تجربه مفید، حتما" مطالعه کنید !!

مربی حیوانات سیرک با نیرنگ ساده ای مانع از فرار فیل ها به وسیله ی یک طناب باریک می شوند .

ادعا می کنم که همین بلا برسر آدمیان بسیاری ، آمده است .

وقتی فیل هنوز کوچک است ، پایش را با طناب ضخیمی به تنه ی درختی می بندند. بچه فیل هر چه هم تلاش کند نمی تواند خودش را آزاد کند . تا یک سالگی بچه فیل ، طناب هنوز محکم تر از آن است که بچه فیل بتواند خود را آزاد کند ، بچه فیل تلاش می کند اما موفق  نمی شود سرانجام حیوان می فهمد که طناب همیشه قوی تر از اوست . و از تلاش دست می کشد .

وقتی فیل بزرگ می شود هنوز تصور می کند که نمی تواند طناب را پاره کند در این جا کافی است که مربی پای اورا به نهال یا تکه چوبی کوچک با طناب نازک ببندد ، زیرا فیل دیگر هیچ تلاشی برای آزادی نخواهد کرد.

گاهی ما آدم ها نیز فشار ومحدودیت ها را دائمی وغیر قابل تغییرمی دانیم وآگاهانه یا ناهوشیار دست از فعالیت می کشیم ؛ اما واقعیت این است که توانایی ما بسیار فراتر از این محدودیت هاست .

«ای که دستت می رسد کاری بکن پیش از آن که از تو نیاید هیچ کار»




طبقه بندی: مطالب - جوک و داستان های آموزنده،

تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 | 11:54 ق.ظ | نویسنده : احمد رحمانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.