تبلیغات
اورامان تخت - رودبر - سحر خیز باش تا کامروا گردی.

حکایت کرده اند٬ بزرگمهر٬ هرروز صبح زود خدمت انوشیروان می رفت٬ پس از ادای احترام٬رو در روی انوشیروان می گفت:  سحر خیز باش تا کامروا گردی.

شبی٬ انوشیروان به سرداران نظامی اش٬ دستور داد تا نیمه شب بیدار شوند و سر راه بزرگمهر٬ منتظر بمانند.چون پیش از صبح خواست به درگاه پادشاه بیاید٬ لباس هایش از تنش در بیاورند و از هر طرف به او حمله کنندتاراه فراری برای او باقی نماند. 

بزرگمهر راه فراری پیدا نکرد. برهنه به درگاه انوشیروان آمد٬پادشاه خندید و گفت:

مگر هر روز نمی گفتی٬سحر خیز باش تا کامروا باشی؟

بزرگمهر گفت:دزدان امشب ٬کامروا شدند٬زیرا آنها زودتر ازمن٬ بیدار شده بودند.اگر من زودتر از آنها بیدار می شدم  و به درگاه پادشاه می آمدم من کامرواتر بودم.!!




طبقه بندی: مطالب - جوک و داستان های آموزنده،

تاریخ : شنبه 4 خرداد 1392 | 02:50 ب.ظ | نویسنده : احمد رحمانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.